در مقابل این همه ایثار چه کرده ایم؟
26 مرداد ماه روزی به یاد ماندنی برای مردم ایران بویژه برای آنانی است که سالهای دوری فرزند، همسر، پدر و برادر را تحمل کردند و بخاطر عزت و اقتدار کشور خم به ابرو نیاوردند. در این روز گروه گروه از فرزندان ایران زمین، سربلند از پشت سر گذاشتن تمامی سختی های اسارت در اردوگاههای مخوف عراق، با هزاران امید و آرزو وارد کشور شده و با چنان استقبال گرمی از سوی مردم قدرشناس و مسئولین روبرو شدند که روزهای بهتری را برای آنان تداعی کرد.
اما با گذشت زمان ارزش گذاشتن به این قشر درد کشیده را در جامعه کم رنگ کرد شد و بازگویی ایثارگری های آنان تنها در برخی مناسبت های خاص همچون گرامیداشت هفته دفاع مقدس، سالروز آزادسازی خرمشهر، 26 مرداد سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی در سال 1369 و... خلاصه شد.
حال اگر از بازماندگان این قشر سراغی بگیرید و یا به رسم دیرین دیدار از دوستان و آشنایان، سری به قهرمانان آزاده خود بزنید آنان حرف های ناگفته ای برای بیان دارند و درد دلهایی که شنیدن آن شاید هر کسی را به تأمل وا می دارد و این سئال در ذهن تداعی می کند که ما در مقابل این همه ایثار چه کرده ایم؟ برای جبران روزها و سالهای که به دور از وطن و در بدترین شرایط ممکن در زندان های عراق در اسارت بودند تا چه حد تلاش کرده ایم؟
آیا برای دردهای ظاهری و نهفته شان مرهمی گذاشته ایم یا با رفتار و گفتار خود نمک بر دردهایشان پاشیده ایم؟
بی شک دردهای آنان با مادیات جبران نخواهد شد، یا با برگزاری مراسمی که در طول سال تنها یک بار تکرار می شود و...، بلکه برای درک این آلام و التیام روح و روان آنها باید همراه شد، همراهی ماندگار و شنونده ای صبور. باید حرف هایشان را بشنویم، دردهایشان را بفهمیم و بدانیم که آنها از چه رنج می برند، چه می می خواهند و چه انتظاری دارند.
نوشته شده توسط سیده صغری جوادی چاپ شده در پیش شماره سوم رایحه ایثار مرداد ۱۳۹۰
ادامه مطلب